نوشته‌ها

دویدن و ماراتن

ماراتن ۲۰۲۴ دبی هم تمام شد.

برایم درسهایی داشت که به اختصار بیانشون میکنم.

۱-دربین راه تا کیلومتر ۳۰ کتاب برتری خفیف رو گوش کردم ،ضمیر ناخداگاهم با این کتاب خو گرفته ، در این ۶ سال ، ۲۲ بار این کتابو شنیده و انگار با این کتاب بهتر میدود.

۲-در کیلومتر ۳۶ که جفت پاهام ناگهان گرفت ونمیتونستم تعادلم را نگهدارم من کمک خواستم از دونده کنارم که یک دونده عربی بود که داشت راه میرفت .اما اوحاضر نشد دستمو ۱۰ متر بیشتر بگیرد ودائم میگفت بشین وبگو امبولانس بیاد .گفتم فقط کمی بیشتر دستمو بگیر پاهام باز میشن.اما او مرا رها کرد،اگر وامیستادم یا مینشستم دیگر تمام بود وباید مرا با امبولانس میبردند.چند نفر اومدند کمکم وبه پاهام اسپری زدند.امبولانس اومد اما من سوار نشدم.همه افرادی که اومدند دستمو نگرفتند وفقط اشاره کردند به امبولانس که برو.

یاد ماراتن قبلم افتادم که این اتفاق در کیلومتر ۴۰ برام افتاد اما اونجا یک دونده ایرانی(پسر اهل کرج) دستمو گرفت وبیش از ۱۰۰-۱۵۰ متر همراهم پیاده اومد وگفت :”نشینی.بشینی دیگه نمیتونی بلد شی و آمبولانس میاد میبردت.من هستم کنارت نگران نباش.فقط راه بیا.”

وقتی اتفاق امسالم راباپارسالم مقایسه میکنم،میبینم واقعا اگر یک ایرانی کنارم بود اینقدر سخت نمیگذشت .همیشه قلبم برای ایران وایرانی ها میتپد و کائنات با اتفاقات که برام رقم میزند میخواد این باورم که ما ایرانیها دراین جهان قلبمون برای هم میتپد وفقط وفقط خودمون هستیم که میتونیم بداد هم برسیم را تقویت کند.کاش بیشتر باهم متحد باشیم.امیدوارم یکروز از خواب غفلت بیداربشیم و بجای اینکه بخوایم بچه هامون جای بهتر زندگی کنند ،باهم ایران را جای بهتری برای زیستن بکنیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *