نوشته‌ها

کتاب رئیس التجار

چه شد تصمیم گرفتم کتابی برای حاج اقا جون (حاج کاظم الستی پدربزرگ مادرم) بنویسم؟

در اردیبهشت ۱۴۰۲ به عنوان عضوی از مجمع فعالین اقتصادی، به همراه سایر اعضای این مجمع برای عرض تبریک به ریاست جدید اتاق بازرگانی «جناب مهندس توکلی زاده»، به اتاق بازرگانی رفتیم.

در دلم میگفتم ای کاش فرصتی پیش بیاد که بگم که این اتاق بازرگانی را پدربزرگم بوجود آوردند.ای کاش میشد بگم که رییس اتاق بازرگانی در این استان پدربزرگم بودند.

 

در این افکار بودم که واردطبقه ریاست شدم و ناگهان عکس پدربزرگم را بر روی دیوار اتاق بازرگانی دیدم که زیرش نوشته شده بود رییس اتاق بازرگانی ۱۳۴۳ الی ۱۳۵۷

از خوشحالی در پوست خودم نمیگنجیدم.

نمیتونم وصف کنم که چقدر هیجان زده شده بودم.ایشان بیش از ۳۰ سال است که فوت کرده اند ولی بعد از این مدت طولانی باز هم مایه مباهات من شدند.

 

درجلسه با افتخار اعلام کردم که من نوه حاج اقای الستی هستم .

بعد از جلسه رفتم به دنبال ارشیو های اتاق بازرگانی تا شاید بیشتر با ایشان اشنا بشم که گفتند متاسفانه همه در اتش سوزی سوخته است و هیچ گونه دست نوشته و یا سندی از ایشان در اتاق بازرگانی موجود نیست. به همین دلیل تصمیم گرفتم به پاسداشت این حس مباهاتی که در من ایجاد شد و به منظور شناخت بیشتر این بزرگمرد، کتابی را دروصف سرگذشت ایشان تهیه وچاپ کنم.

باشد که بااین کار نام ایشان زنده نگه داشته شود.

خوشحالم که بالاخره بعد از ۹ ماه تلاش این کتاب به اتمام رسید.امیدوارم که روح ایشان از این هدیه من شادشود. سپاسگزارم از همه عزیزانی که مرا در این راه همراهی کردند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *