نوشته های من

انسان، بازی برده را میبازد!

انسان، بازی برده را میبازد

گاهی خودمان، بازی برده را به مرز باخت می‌بریم.

دیشب در بازی شلم، امتیاز ما ۱۰۵۰ بود و فقط با گرفتن ۱۱۶۵ بازی تمام می‌شد. دست فوق‌العاده‌ای به من رسید، اما به جای اینکه منطقی بازی کنم و برد را قطعی کنم، هیجانب رفتار کردم وتصمیم گرفتم شلم بخوانم.(کافی بود۱۳۰ میخوندم)
اشتباه کردم.
شلم نتونستم بکنم (۱۵۵ امتیاز گرفتم اما تمام ۱۶۵ رو نگرفتم)و امتیازمان به جای ۱۱۵۰، به ۸۸۵ رسید. دست بعد هم حریف شلممون کرد و در عرض چند دقیقه از یک بازی برده، به ۱۹۵- رسیدیم؛ یعنی فقط ۳۰۵ امتیاز تا باخت کامل و رسیدن به ۵۰۰- فاصله داشتیم.
نزدیک دو ساعت بیشتر جنگیدیم تا بالاخره بازی را برگرداندیم و بردیم.
اما دیشب مهم‌ترین چیزی که بردم، خود بازی نبود؛ یک درس بود.
اینکه خیلی وقت‌ها زندگی را دیگران خراب نمی‌کنند؛ این خود ما هستیم که با یک تصمیم از روی غرور، هیجان یا اعتمادبه‌نفس بیش از حد، بازی برده را به مرز باخت می‌بریم.
دیشب مقصر فقط یک نفر بود.فقط وفقط من.
و از این به بعد، هر وقت برد در دسترس باشد، یادم می‌ماند که گاهی بزرگ‌ترین مهارت، شاهکار ساختن نیست؛ فقط تمام کردن بازی ولذت از برد است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *